سنت پیامبر(ص)
18 بازدید
نقش: نویسنده
وضعیت چاپ : چاپ نشده
نحوه تهیه : فردی
زبان : فارسی
سنت: شیوه و روش معمول پیامبر(ص)، یا سیره آن حضرت که از طریق احادیث نبوی و یا روایات نقل شده است. در لغت به معنای سیره، طریقه و روش،(ابن منظور، ج6، ص399؛ راغب، ص245) و جمع آن سنن است. سنت ‌در آیه شریفه «فلن تجد لسنه الله تبدیلا» (فاطر/43)‌و حدیث نبوی، «فمن رغب عن سنتی فلیس منی» (کلینی 2/85؛ البغوی 1/134/ح95)‌ به معنای لغوی آن بکار رفته است. معنای لغوی سنت، اعم از روش پسندیده و ناپسند می¬باشد. (ابن منظور، ج6، ص399؛ تهانوی، ج2، ص423) در برخی از احادیث نیز لفظ سنت به همین معنای اعم بکار رفته است چون: «من سن فی الاسلام سُنـﺔ حسنـﺔ فله أجرها و اجر من عمل بها من بعده...ومن سن فی الاسلام سنة سیئة فعلیه وزرها و وزر من عمل بها من بعده... »(همان؛ متقی /43078؛ نوری، ج12، ص229 و230، شماره 13956) سنت در اصطلاح عبارت است از مجموعه گفتار و رفتار پیامبر(ص) و یا آنچه که با سکوت خود صحتش را تأیید کرده است]قول، فعل و تقریر پیامبر[.( اردبیلی، ج3، ص216) برخی نیز گفته¬اند که عبارت است ازآنچه که پیامبر به آن امر و یا از آن نهی نموده است.(ابن منظور، ج6، ص399) در معانی دیگری چون شریعت، مستحب، اعم از واجب و مستحب، طریقه¬ای که سلوک پیامبر بوده و بر آن مواطبت داشته و... به کار رفته است.( تهانوی، ج2، ص423-427) محدثان آن را مترادف با حدیث دانسته و بر قول، فعل و تقریر پیامبر(ص) و نیز صفات خلقی و خلقی وی اطلاق می¬نمایند. (محمدعجاج خطیب، ص 26؛ ابن حجر، فتح الباری، 13/245) برخی سنت را اعم از حدیث می-دانند زیرا حدیث عبارت از گفتار معصوم است، ولی سنت ناظر به گفتار، رفتار و تقریر معصوم می¬باشد. از این رو در کنار قرآن، از سنت به عنوان ادله استنباط نام می برند نه از حدیث.( تهانوی، ج1، ص 380؛ ج2، ص427 ) و برخی نیز احادیث را به دلیل این که ناقل و حکایتگر از سنت است از آن متفاوت می¬دانند، می¬گویند: اطلاق سنت به احادیث از باب توسعه دامنه معنای آن است برای این که سنت توسط آن اثبات می¬گردد.(مظفر، ج2، ص62) فقها نیز سنت را به معنای قول، فعل و تقریر پیامبر(ص) دانسته(همان/ ص61) و آن را به عنوان دومین منبع از منابع فهم و اجتهاد دینی برشمرده‌اند. مقصود از قول، امر و نهى الزامى پیامبر(ص) یعنی وجوب و حرمت ، و امر و نهى غیر الزامى او یعنی مستحب و کراهت مى باشد» (ابن اثیر، النهایة فى غریب الحدیث والأثر، ج9 ،ص409).